محمد فرسی : مشکل اصلی زنبورها در ایران استفاده بی رویه از داروها است.

محمد فرسی : به طور اتفاقی یک بچه زنبور آمده بود در محوطۀ دانشکدۀ کشاورزی گنبد ، من هم آن زمان مسئول دانشکدۀ کشاورزی بودم ، به من گفتند که شما دامپزشک هستید و طبیعتاً در مورد زنبور هم اطلاعات دارید ، بیایید و این را بگیرید، من تا آن زمان هنوز بلد نبودم که بچه زنبور را بگیرم ، درست که درس هایش را خوانده بودم. اما نمی دانستم که یک بچه زنبور را چطور باید گرفت و داخل کندو کرد . بالاخره یکی از زنبوردارهای منطقه رفت و این زنبور را گرفت ، بعد از آنکه آن زنبوردار کار را انجام داد ، با اینکه مسئول مرکز بودم نگهداری از آن را به عهده گرفتم . حتی توانستم از آن بچه بگیرم و آرام آرام تعداد کندو ها به حدی زیاد شد که عسل آنها را بین تمام کارکنان دانشکده توزیع می کردم.

در پرورش زنبور از مواد شیمیایی استفاده نمی کردم به همین خاطر زنبور های سالم و قابهای عسل سنگینی داشتم ، این مقدمه ای شد تا برای خودم هم زنبورداری کنم . ییلاق قشلاق هم می کردم. برای ییلاق زنبورها را می بردم به خوش ییلاق ، و برای قشلاق به جاهای مختلف ، بخشی از سال هم در کوهستان های منطقه سپری می شد. زنبورداری من تا زمانی که آنجا بودم ادامه داشت و زنبورهایم گاهی 4 ، 5 طبق می خورد. بعد از اینکه به تهران آمدم ، هر کاری کردم که اینجا زنبورداری کنم نشد .

نحل منفرد: پس آنجا شرایط خیلی خوبی  داشته اید.

محمد فرسی: بله گنبد شرایط خیلی خوبی داشت . دیگر در تهران نتوانستم که ادامه دهم. اما به دلیل آنکه آشنایی با زنبور داشتم به بخش زنبور عسل سازمان دامپزشکی آمدم و اینجا کار را ادامه دادم. از ابتدای آمدنم، به بخش بیماری های انگلی زنبور عسل وارد شدم و تا الآن هم فعالیت ام روی این موضوع ادامه دارد.

نحل منفرد: آقای دکتر ابتدا خواهش می کنم خودتان را معرفی بفرمایید؟

محمد فرسی: من اسمم محمد و فامیلم فرسی است. دکترای دامپزشکی را در سال 1364 از دانشکدۀ دامپزشکی دانشگاه تهران گرفتم . از سال 1365 به عنوان عضو هیئت علمی وارد آموزشکده کشاورزی گنبد شدم . بعد از آن کارم به عنوان معاون آموزشی و سپس مسئول آن واحد ادامه پیدا کرد تا زمانی که طرحم را در آن منطقه به اتمام رساندم و به تهران برگشتم . اینجا به من گفتند که باید در بخش بیماری های انگلی مرتبط به زنبور عسل فعالیت داشته باشم که من هم از این پیشنهاد استقبال کردم.

نحل منفرد: الآن به چه کاری مشغول هستید ؟

محمد فرسی: الآن فعالیت من ادامه کار همان سال ها است. من از این نظر خیلی خرسندم که تمام وقتم را روی یک موضوع گذاشته ام و مدام در مورد همین موضوع کار می کنم و حالا بعد از سالها می بینم که همین کمک کرده تا روشن شوم که اوضاع از چه قرار است. یعنی اگر قرار بود که در مورد مسائل مختلف دامپزشکی کار کنم به هیچ یک از آنها نمی رسیدم. من در رابطه با مسائل بهداشتی زنبور عسل که کار می کنم این موضوع را درک کرده ام که اگر ما می خواهیم در رابطه با موضوعی به نتیجه برسیم و بتوانیم در مورد آن حرف آخر را بزنیم باید روی یک موضوع متمرکز شویم. مثلا اگر بنا باشد در کشور ما کسانی باشند که بگویند من می خواهم در رابطه با واروآ حرف آخر را بزنم ، وی باید کسی باشد که مدام کارش مطالعه در زمینه واروآ شود. نه اینکه بگوید من روی زنبور عسل کار می کنم بلکه به طور اختصاصی بگوید که رشتۀ مطالعات من واروآ است. رشتۀ من نوزما است. رشتۀ من فلان موضوع از بیماری های زنبور عسل است.

نحل منفرد ، دکتر محمد فرسی

نحل منفرد: یعنی به شرطی که کارها را تخصصی کنیم و هر کس تنها در تخصص خود کار کند رشد می کنیم.

محمد فرسی: بله باید کار تخصصی باشد. اینطوری کار جواب می دهد. یعنی بعد از آنکه یک رشتۀ دانشگاهی را خواندی و در رابطه با آن رشته مدرکت را گرفتی و آمدی در یک موضوع تخصصی وارد شدی بازهم باید آن موضوع را ریز کنی تا بتوانی به نتیجه برسی. بگذارید خاطره ای را برای شما بگویم: همان اوایلی که آمده بودم به سازمان چون در رابطه با بیماری های انگلی کار می کردم به یکی از کشورهای خارجی سفری داشتم . به من گفتند که شما در رابطه با چه موضوعی کار می کنید؟ من گفتم راجع به بیماری های انگلی . دیدم که نزد ایشان چنین چیزی پسندیده نیست. آنها دوست داشتند که من بگویم که روی فلان انگل خاص کار می کنم .

نحل منفرد: یعنی فقط یک موضوع.

محمد فرسی: بله به همین خاطر کاری که توانستم بکنم این بود که تنها روی بیماری های زنبور عسل کار کنم و روی همین موضوع متمرکز شده ام.

نحل منفرد: تخصص خاص شما بیماری های انگلی زنبور عسل است؟

محمد فرسی: چون متأسفانه این طور نیست که اینجا افراد زیادی در مورد بیماری های زنبور عسل کار کنند . بنده نهایتاً تنها در مورد بیماری های زنبور عسل کار می کنم.

نحل منفرد: یعنی سازمان دامپزشکی در مورد زنبور عسل یک کارشناس دارد و آن هم شما هستید.

محمد فرسی: البته می دانید که سازمان ما در هر استان یک نیرو در این خصوص دارد که اغلب کار وی بیماری های زنبور عسل است. در برخی استان ها اختصاصاً کارش زنبور عسل است و در برخی از استانها ممکن است که کار دیگری هم در کنار آن داشته باشد. البته با توجه به این همه مشغله ای که ما داریم اگر کسی تنها در مورد بیماری های زنبور عسل کار کند با توجه به اینکه تعداد این بیماری ها گسترده نیست باز هم خوب است.

حالا چهار پنج سالی است که من تنها در مورد ایمنی زنبور عسل نسبت به بیماری ها کار می کنم. منظور از ایمنی آن است که چطور زنبور عسل با عوامل بیماری زا مقابله می کند. این چند سال کار نتایج بسیار جالبی هم داشته است. چرا که با توجه به اینکه روی بیماری های زنبور عسل کار کرده ام می بینم که این کار بر روی ایمنی برای ما راه گشا بوده است.

 الآن علت اصلی بیماری تلفات زنبور عسل که اسم آن را سی سی دی می گذارند بر می گردد به کاهش ایمنی . چه عواملی سبب کاهش ایمنی می شود؟ یعنی اگر ایمنی زنبور کاهش پیدا نکند هیچ عاملی نمی تواند با زنبور عسل کاری کند مثلا  اگر ایمنی زنبور عسل کافی باشد نوزما نمی تواند مشکلی برای زنبور به وجود آورد. لوک نمی تواند کاری بکند.

دانشمندان معتقدند که ما با تغییراتی که در سیستم زندگی زنبور عسل داده ایم باعث شده ایم که زنبور عسل نسبت به واروآ حساس بشود. نسبت به آکاراپیس حساس بشود. یعنی هر تغییری که در زندگی زنبور ایجاد کرده ایم به نوعی ایمنی آن را تغییر داده ایم. زنبورهای عسل معمولی که جثۀ کوچکتری نسبت به زنبوران عسل فعلی ما دارند زندگیشان طوری است که واروآ نمی تواند با آنها کاری کند.

نحل منفرد: منظور شما زنبورهای کوچولو هستند که در مناطق جنوب کشور یافت می شوند؟

محمد فرسی: نه ، همین زنبور عسل آپیس ملیفرا که ما الآن داریم . دانشمندان معتقدند که حجره هایی که زنبور درست می کند کمی از حجراتی که ما به صورت دستی برایشان طراحی می کنیم و در اختیارشان می گذاریم کوچک تر است. وقتی حجره ها کوچک ترند هیکل زنبور کوچک تر است. نتیجه آن می شود که مدت زمان دورۀ شفیرگی که سلول بسته است کوتاه تر می شود. این مدت زمان کمتر باعث می شود که واروآ نتواند در آنجا زاد و ولد کند.  در نتیجه نمی تواند به زنبوران عسل حمله کند مگر آنکه فقط به سلول های نر حمله کند .

نحل منفرد: یعنی ما با دادن پایه موم به زنبور ها در زندگی آنها مداخله ای کرده ایم که این مداخله عامل عدم ایمنی و عدم کارایی سیستم ایمنی زنبور عسل در مقابله با این انگل می شود.

محمد فرسی: بله و این را من نمی گویم ، این را یکی از دانشمندان بزرگ بین المللی می گوید . وی معتقد است که ما برای آنکه زنبورها عسل بیشتری تولید بکنند آمده ایم و اندازه حجرات آنها را کمی بزرگتر کرده ایم تا در اصلاح نژاد آنها مؤثر باشیم و اندازه زنبور را درشت تر بکنیم. با این کار زنبور را درشت تر کرده ایم غافل از اینکه این زنبور درشت تر نیاز به غذای بیشتری دارد. در حالی که طبیعت امروز ما غذای کمتری را در اختیار زنبور عسل قرار می دهد . طبیعت ما امروز مثل گذشته خیلی غنی نیست که زنبورهای بتوانند از آن استفاده بکنند .

حالا در این شرایط نه تنها ما غذای مورد نیازشان را در اختیار آنها نمی گذاریم بلکه به جای شهد گلها غذاهایی مصنوعی مثل شکر در اختیار آنها می گذاریم. این خود سبب کاهش ایمنی زنبور عسل است . توجه می کنید؟

از عواملی که ایمنی زنبور را کاهش می دهد دادن شکر و استفاده از آنتی بیوتیک ها و مواد شیمیایی در کندو است. اینها به نوعی ایمنی را سرکوب می کنند. وقتی شما از آنتی بیوتیک استفاده می کنید ایمنی زنبور به آن صورت که باید فعال نمی شود. علاوه بر اینها باقیمانده مواد شیمیایی که در طبیعت وجود دارند ایمنی زنبور را سرکوب می کنند. همه باعث می شود که ببینیم که زنبورهای عسل مواجه هستند با یک سری عوامل غیر طبیعی.

از طرف دیگر مواد شیمیایی و دارویی در موم تجمع می کنند و محیط نامناسبی برای رشد لارو ایجاد می کنند. در نتیجه به لاروها آسیب می زنند . اگر همانجا تلف نشوند بعداً تلف خواهند شد. مسئله دیگر که در تغذیه زنبور عسل ایجاد اشکال کرده است آن است که گرده هایی نیز که در طبیعت وجود دارد به دلیل اینکه از گیاهانی تولید می شوند که به طور معمول سم پاشی شده اند ، حاوی مواد سمی هستند. سمی که در این گرده ها وجود دارد معمولاً در حدی نیست که زنبورهای بالغ را تلف کند اما وقتی داخل حجره ها جمع آوری می شود مقدار مسمومیت آن افزایش پیدا می کند.  مصرف گرده توسط لاروها هم مقدارش خیلی بالاتر است. طبق آمار لاروها پنج برابر زنبورهای بالغ مصرف گرده دارند. در نتیجه لاروها با  مصرف این گرده ها تلف می شوند.

نحل منفرد: یعنی باقیمانده سموم کشاورزی از طریق گرده به داخل کندو می آید و وارد بدن لارو می شود .

محمد فرسی: بله

نحل منفرد: در نتیجه هم به لارو آسیب می زند و هم نسل زنبورعسل هر روز ضعیف و ضعیف تر می شود.

محمد فرسی: بله بعد از مدتی در برخی کندوها دیده می شود که زنبورهای بالغ باقی می مانند اما لاروها جایگزین آنها نمی شوند . با مرگ تدریجی زنبورهای بالغ زنبوردار می گوید زنبورهای من رفته اند یا می گوید زنبورهای من کندو را رها کرده اند. در صورتی که این مشکل به این دلیل است که زنبورهای جدید جایگزین زنبورهای بالغ نشده اند . از طرفی زنبورهای بالغ هم که مسموم می شوند وقتی بیرون می روند دیگر نمی توانند راه بازگشت را پیدا بکنند ، این مسمومیت اختلال در سیستم عصبی به وجود می آورد و زنبورها دچار تلفات می شوند.

نحل منفرد: اینها که می فرمایید در واقع همان علائم سی سی دی هست . پس شما تأیید می کنید که سی سی دی در ایران وجود دارد و از ما تلفات میگیرد؟

محمد فرسی: بله ، البته سی سی دی یک واژۀ کلی است. ما به سی سی دی می گوییم سندرم . سندرم یعنی عوامل مختلفی دست به دست هم می دهد و باعث می شود که زنبورها دچار تلفات شوند. ولی علت قطعی نمی توانیم برایش پیدا کنیم که قسم بخوریم حتما علت آن این است. این موضوع ما را خیلی نزدیک می کند. دانشمندانی که روی دانه های گرده کار کرده اند اعلام می کنند که گرده هایی که از باغات سم پاشی شده به دست آمده است به طور معمول حاوی پنج تا هفت نوع سم هستند. این موضوع حتی شامل مزارعی که در سالهای گذشته سم پاشی شده اند هم می شود.

نحل منفرد: یعنی حتی اگر گیاه در دوره رشد خود در سال جاری هم سم پاشی نشده باشد باز هم گردۀ گل آن حاوی سم هست؟

محمد فرسی: بله برخی از این گرده ها حتی حاوی 30 نوع ماده سمی بوده است. چون این سیستمیک است. اغلب باقیمانده این مواد سمی وارد گیاه و بخش های مختلف آن شامل گرده ها می شوند و در آنجا می تواند باقی بماند .

نحل منفرد: گیاهان سم پاشی نشده چگونه به این سموم آلوده می شوند؟

محمد فرسی: سموم از طریق خاک و آب مزرعه وارد گیاه می شوند. فرانسوی ها گفته بودند که بذر آفتابگردان که آغشته به سم و کاشته می شود ، وقتی کشت شد  زنبور عسل از گردۀ گل آن مسموم می شود. بعد آمده بودند و گفته بودند که ما آفتابگردان ها را سم پاشی نمی کنیم و حتی بذر آن را هم آغشته به سم نمی کنیم. زنبورها را به منطقه ای که آفتابگردان های آن امسال سم پاشی نشده بود برده بودند. بازهم متوجه شده بودند که تا سه سال بعد این گیاهان حاوی مواد سمی هستند و زنبورها را می کشند.

نحل منفرد: پس علت کاهش شدیدی که در مزارع آفتابگردان در جمعیت کلنی ها دیده می شود همین هست؟

محمد فرسی: می تواند یکی از عوامل این باشد . اگر زنبورها ذخیره کافی پروتئینی نداشته باشند و تنها در مزارع آفتابگردان بروند از آنجا که آفتابگردان فاقد برخی از اسید های آمینه مورد نیاز زنبور عسل است ممکن است کلنی ها به این دلیل دچار کاهش جمعیت شوند. بنابراین قبل از بردن زنبورها به مزارع آفتابگردان باید آنها را با غذاهای مکمل تغذیه کنیم تا بتوانند در این مزارع شهد خوبی جمع آوری کنند. اما غیر از این عامل ،  مواد سمی هم می توانند در این کاهش جمعیت مؤثر باشند.

نحل منفرد: البته عامل دیگری را هم که خودم در مزارع آفتابگردان مشاهده کردم کار بسیار زیاد زنبورها برروی آفتابگردان بود که می تواند موجب کاهش عمر آنها باشد.

محمد فرسی: بله این موارد را بیان می کنند یا می گویند که آوردن شهد فراوان جا را برای تخم ریزی زنبور عسل کم می کند اما اینطور نیست.

نحل منفرد: چیز دیگری که شنیده ام این است که چند دهه قبل چنین مشکلی در مزارع آفتابگردان برای زنبورها به وجود نمی آمده است.

محمد فرسی: اگر زنبور پروتئین کافی داشته باشد یعنی قبلاً گرده مناسب و با کیفیت مطلوب مصرف کرده باشد که حاوی اسید های آمینه مورد نیاز زنبور عسل باشد می تواند در این دوره به زاد و ولد بپردازد و دچار کمبود نشود. ولی اگر زنبور دچار کمبود مواد پروتئینی باشد بعد وارد منطقه ای شود که شهد فراوان دارد دچار حالتی می شود که ما به آن استرس شهد می گوییم. این زنبور دچار استرس شهد می شود چرا؟ برای اینکه با کار زیاد زنبور عسل شهد فراوان وارد کندو می شود در حالی که زنبور نیاز به زاد و ولد زیاد هم دارد به همین دلیل تمام مواد ذخیره شده در داخل بدنش را مصرف می کند و به یک باره کلنی افت می کند چون زاد و ولد متوقف شده و با کاهش شدید جمعیت کلنی ها روبرو می شویم.

برای اینکه این موضوع بهتر درک شود مثالی را می توان مطرح کرد. ما برای گاو می گوییم که در هفت ماهگی باید شیرش را خشک کنند. اگر گاوداری شیر دام را خشک نکند . دام باید از طرفی مواد مورد نیاز برای استخوان بندی جنین را تأمین کند و از طرف دیگر مواد معدنی و پروتئینی برای شیر تأمین نماید لذا بعد از زایمان این دام می افتد. چرا که دچار کمبود کلسیم شده است . کلسیم موجود در بدنش صرف شیردادن و هم زمان تغذیه نوزادش شده است. دیگر نمی تواند تحمل کند. زنبورهای عسل هم همین طور هستند . وقتی به صحرایی مثل مزارع آفتابگردان وارد می شوند همه مواد موجود در بدنشان را از یک طرف صرف جمع آوری شهد و از طرف دیگر صرف زاد و ولد می کنند. اگر ذخیره بدنی کافی نداشته باشند ضعیف شده بعد خودشان از بین می روند و زاد و ولد هم قطع می شود. درست که زنبورهای کارگر خودشان تخم ریزی ندارند اما برای هر زنبوری که به دنیا می آید آنها باید انرژی مصرف کنند.

نحل منفرد: یعنی تولید ژلۀ روآیال برای تغذیه لاروها که از غدد بدن زنبور عسل تأمین می شود باعث مصرف مواد اساسی موجود در بدن زنبور عسل می شود.

محمد فرسی: بله ، مثل مادری می ماند که شیر بدهد اما خودش تغذیه نداشته باشد.

نحل منفرد: خب شما اشاره ای کردید به رابطه تغذیه و مصرف آنتی بیوتیک در کاهش ایمنی زنبوران عسل این دو مورد را می شود برای ما توضیح بدهید ؟ یکی اینکه تغذیه به صورت دادن آب و شکر به زنبورها چگونه می تواند موجب کاهش ایمنی شود و مورد دیگر هم مصرف آنتی بیوتیک ها؟

محمد فرسی: در سازمان یکی از دوستان ما که متخصص پاتولوژی هستند و پی اچ دی این رشته را دارند برای انسان ها اعلام کرده است که از نظر متخصصین پاتولوژی زمانی که کسی شکر مصرف کند ایمنی بدنش افت می کند. توصیه ایشان این بوده است که افراد سعی کنند که از قند و شکر استفاده نکنند تا ایمنی بدن صدمه نبیند.

برخی از سیستم های مرتبط با ایمنی در زنبور عسل هم شبیه به انسان است یعنی زنبور عسل هم می تواند از این قاعده استثناء نباشد. اگر چه من مستقیماً مقاله ای در این زمینه ندیده ام که کار علمی کرده باشند و اثبات کرده باشند که زنبوران عسلی که شکر می خورند ایمنی آنها پایین می آید اما ما به تجربه می دانیم که کسانی که تغذیه زیادی می کنند اگر روی ایمنی زنبورهای آنها هم تأثیر نگذارد آنها را ضعیف می کند.

من در اینجا می خواهم مثال دیگری را مطرح کنم شاید  مطلب روشن تر شود ، ببینید تفاوت نوزادی که از شیر مادر استفاده کند تا نوزادی که فقط از قنداغ استفاده کند از زمین تا آسمان است . نوزادی که از شیر مادر استفاده می کند ایمنی اش بالا می رود و نوزادی که از قنداغ استفاده می کند بسیار ضعیف است. ما در رابطه با زنبور عسل هم این مسئله را می توانیم تعمیم دهیم یعنی مواد ایمنی بخشی که ما در مورد آن صحبت می کنیم مواد پروتئینی هستند ، مواد ویتامینی هستند ، این مواد پروتئینی و ویتامینی و آنتی اکسیدانی هیچ کدام در شکر وجود ندارد فقط قند درآن وجود دارد .

نحل منفرد: پس وقتی تغذیه زنبور از شکر باشد این چنین موادی به زنبور نخواهد رسید و در عسل تولیدی آن زنبور هم وجود نخواهد داشت.

محمد فرسی: بله شما اگر می خواهید ایمنی بدنتان افزایش پیدا کند باید مواد ایمنی زا را وارد بدنتان کنید . زنبور هم همینطور است اگر به جای یکی لیتر شربت شکر ، نصف استکان شربت عسل به زنبورها داده شود ایمنی آنها بالا می رود چون تغذیه آنها هم با کیفیت است جبران کمبودها را می کند.

نحل منفرد: بنده بحث مفصلی دارم در مورد مصرف آنتی بیوتیک ها ، کارشناسان به این مطلب اشاره می کنند که مصرف آنتی بیوتیک ها در صنعت پرورش زنبور عسل زیاد هست و باید آن را کاهش داد از طرف دیگر ما زنبوردارها در زنبورستان مواجه با بیماری هایی نظیر لوک می شویم که به زنبورها آسیب می رسانند. حال چه باید کرد اگر ما آنتی بیوتیک مصرف نکنیم چه کار باید بکنیم. زنبورمان بیمار شده و در حال آسیب دیدن است به نظر می رسد کمی بین نظرات کارشناسی با آنچه در عمل رخ می دهد فاصله وجود دارد؟ حال لطفاً توضیح دهید که آیا آنتی بیوتیک ها هم تأثیری در کاهش ایمنی دارند و اگر دارند در مواجهه با بیماری ها زنبوردار چه کار باید بکند؟ ساده تر اینکه اگر قرار است آنتی بیوتیک مصرف نکنیم چگونه باید زنبور بیمار را درمان کنیم؟

محمد فرسی: شما متوجه هستید که در بدن زنبور عسل تعداد زیادی میکروارگانیسم های مفید وجود دارد یعنی باکتری هایی که در بدن زنبور عسل وجود دارند کمک می کنند  به هضم ، به جذب و به تجزیه گرده اگر از آنتی بیوتیک به شکل بی رویه استفاده شود این میکروارگانیسم های مفید که کمک می کنند به سلامت زنبور عسل، از بین می روند . وقتی این باکتری های مفید از بین بروند زنبور عسل حساس می شود . حالا برای اینکه جلوگیری از این موضوع شود باید آنتی بیوتیک ها بی رویه استفاده نشوند . اینکه شما می گویید چه کار باید بکنیم ؟ ببینید باید بیماری را زنبوردار بشناسد ما می دانیم که لوک آمریکایی تنها در نوزادان زنبور عسل اثر می کند نوزادان هم تنها در سه ، چهار ساعت اول زندگی بالاترین تأثیر را می پذیرند و نهایتا در روز اول ، اگر در روز اول ....

نحل منفرد: روز اولی که از تخم تبدیل به لارو می شوند منظور شماست؟

محمد فرسی: بله لارو یک روزه می گویند: اگر تعداد معدودی حتی چهار پنج باکتری به لارو یک روزه  بخورانند مبتلا می شود. در حالی که اگر چند هزار باکتری هم به لاروی که سه چهار روزه شده داده شود دیگر به این راحتی مبتلا نخواهد شد. چرا که ایمنی بدنش نسبت به این بیماری بالا رفته است . پس ما باید بیماری را بشناسیم . الآن روشهایی برای کنترل لوک آمریکایی مطرح شده که اصلا در آن از آنتی بیوتیک استفاده نمی کنند . مثلاً از کلنی بچه گیری می کنند به این معنا که تمام لاروها و شفیره ها را از کندوهای آلوده حذف می کنند و ملکه را با زنبوران بالغ جدا می کنند.  زنبوران بالغ نسبت به لوک آمریکایی مقاوم هستند . این البته روش خودش را دارد . الآن سالهای سال است که آلمانها از این روش استفاده می کنند .

برای نوزما هم سالها از یک آنتی بیوتیک استفاده می شد .

نحل منفرد: منظورتان فوماژلین است؟

محمد فرسی: بله، اما الآن دیگر به جای آن از سرکۀ سیب استفاده می شود . سرکۀ سیب اثر بخشی بسیار خوبی داشته است. بیماری را کنترل می کند ولی بیماری نوزما بیماری ای هست که زمانی که زنبور ضعیف می شود بروز می کند . نباید به زنبور استرس وارد شود . از جمله استرس هایی که به زنبور وارد می شود حمل و نقل است. حمل و نقل بیجای زنبور ها آنها را مستعد ابتلا به نوزما می کند. بازدید های بی رویه استرس به زنبور وارد می کنند. به طور کلی هر دخالت نا بجایی که در زندگی زنبور بشود سبب ایجاد استرس و ضعف کلنی شده و آن را مستعد ابتلا به بیماری می کند.

یکی دیگر از دانشمندان اعلام کرده که هر بلایی که امروز بر سر زنبوران ما آمده را ماها آورده ایم وگرنه زنبوران عسل ما در سالهای گذشته بوده اند و مشکلی هم نداشته اند به همین دلیل هرچه دخالت کمتری در زندگی زنبورها انجام شود آنها سالم تر هستند.

نحل منفرد: بالاخره توصیه شما چیست ؟ آیا می گویید کلاً از آنتی بیوتیک مصرف نکنیم یا می گویید که آن را محدود کنیم؟

محمد فرسی: بله باید مصرف آن را محدود کنید. اینقدر از آنتی بیوتیک های مختلف هم استفاده نکنید چرا که این آنتی بیوتیک ها هر کدام روی یک سری از بیماری ها مؤثر هستند . ما در زنبوردارها می بینیم که از آنتی بیوتیک هایی که ضد گرم منفی اند (باکتری ها از حیث نوع پوستۀ آنها به گرم منفی و گرم مثبت تقسیم می شوند) ، ضد گرم مثبت اند یا ضد قارچ هستند همۀ اینها را برای مقابله با یک بیماری استفاده می کنند. برای مقابله با هر یک از بیماری ها باید آنتی بیوتیک مخصوص به خودش را استفاده کنیم. من معتقدم و  شما هم معتقدید که در درجه اول اگر زنبورها قوی باشند ، یکی از بهترین موادی که بیماری ها را کنترل می کند عسل است . عسل طبیعی. زنبورهای عسل قدرت بسیار بالایی در مقابله با بیماری ها دارند . نظر بنده این است که از استفادۀ بی رویه از آنتی بیوتیک ها پرهیز نمایند. الآن خیلی از زنبوردارهای ما حتی برای پیشگیری از بیماری ها از آنتی بیوتیک استفاده می کنند .

نحل منفرد: بله معمولاً در تغذیه پاییزه به همۀ کلنی ها آنتی بیوتیک داده می شود.

محمد فرسی: در صورتی که اصلاً پیشگیری برای بیماری های ویروسی توصیه می شود . آنتی بیوتیک ها پیشگیری نمی کنند . آنتی بیوتیک اگر بخواهد عمل کند درمان می کند و تنها در همان زمان که مصرف می شود اثر دارد. بعد از آن دیگر اثری ندارد . در نتیجه آنتی بیوتیک برای پیشگیری اصلاً قابل استفاده نیست.

نحل منفرد: مخصوصاً در پاییز که لارو کمتری هم در کندو وجود دارد.

محمد فرسی: برای پیشگیری در دام واکسن استفاده می شود. اما اگر در پرورش زنبور عسل کسی برای پیشگیری از بیماری ها از آنتی بیوتیک استفاده کرد میکروارگانیسم های مفید داخل بدن زنبور عسل را از بین می برد. شما آنتی بیوتیک را که مصرف می کنید می بینید که بسیار تلخ است. اگر مادۀ تلخی را به زنبور بخورانیم ، زنبور را تحت استرس قرار داده ایم. زنبوردارها دائم آنتی بیوتیک را به زنبورها می خورانند بعد دائم می گویند زنبور ما که خوب نشد . چه مشکلی دارد؟ خب اینها اثر نمی کند.

نحل منفرد: نکته دیگر که در کار برخی زنبوردارها دیده می شود این است که اگر یک کلنی را در بنه ببینند که مثلاً مبتلا به لوک شده به تمام کلنی ها آنتی بیوتیک می خورانند!

محمد فرسی: اگر تعداد معدودی مثلاً یک یا دو کندو در زنبورستان مبتلا به لوک بود ، بهتر است آن دو کندو را حذف کنید.

نحل منفرد: در مورد لوک آمریکایی باید از اکسی تتراسایکلین استفاده کنیم یا داروی دیگری هم دارد؟

محمد فرسی: داروی اختصاصی لوک آمریکایی همان اکسی تتراسایکلین است.

نحل منفرد: آنتی بیوتیک های دیگر مثل استرپتومایسین چطور از آن هم می توان استفاده کرد؟

محمد فرسی: عمدتاً ضد گرم منفی است . استرپتو مایسین را برخی مواقع برای لوک اروپایی می توان استفاده کرد . چرا که عوامل لوک اروپایی چند نوع باکتری هستند. البته معمولاً عامل اصلی بروز لوک اروپایی هم کمبود مواد پروتئینی و گرده است. اگر زنبورها از نظر تأمین اینها مشکلی نداشته باشند معمولا به لوک اروپایی مبتلا نمی شوند.

نحل منفرد: تفاوت این دو بیماری را چطور می توان تشخیص داد؟

محمد فرسی:  لوک اروپایی بوی خاصی ندارد ولی لوک آمریکایی بوی زننده ای دارد در لوک اروپایی نوزادان هنوز به مرحله ای نرسیده اند که در حجره اشان بسته شود و در همان مرحله لاروی از بین می روند ولی در لوک آمریکایی در حجرات بسته شده اما سوراخ است و لاروها به حالت شفیرگی می رسند.

نحل منفرد: یعنی در لوک آمریکایی لاروها وارد حالت شفیرگی می شوند و ما سلولهایی را داریم که در آنها بسته شده اما با سوراخ روی در حجره ها مواجه هستیم که بوی تعفن می دهند اما در لوک اروپایی لاروها به مرحله شفیرگی نمی رسند و بوی خاصی هم از قابهای مبتلا به مشام نمی رسد.

محمد فرسی: بله

نحل منفرد: خب در مورد لوک اروپایی از چه دارویی باید استفاده کرد؟

محمد فرسی: اگر کسی خواست که روی باکتری ها تأثیر بگذارد بیشتر استرپتومایسین توصیه می شود.

نحل منفرد: یکی موضوع دیگر اینکه به داروی فوماژلین اشاره شد . گویا این دارو دیگر در بازار موجود نیست. چرا؟آیا تولید آن در کشور متوقف شده است؟

محمد فرسی: این دارو در کشورهای اروپایی به دلیل سرطان زا بودن آن ممنوع اعلام شد. بعد هم در اروپا و ایران به دلیل اینکه سرکۀ سیب کاملاً در مورد بیماری نوزما جواب داده است جایگزین استفاده از آن شد.

نحل منفرد: به چه میزان باید از سرکۀ سیب استفاده کرد؟

محمد فرسی: معمولا 35 به 65 یا 30 به 70 یعنی 30 درصد سرکۀ سیب 70 درصد شربت غلیظ و از این محلول به هر کلنی یک فنجان داده شود .

نحل منفرد: این محلول آیا همان کار فوماژلین را می کند؟

محمد فرسی: بله

نحل منفرد: فوماژلین را برای پیشگیری هم استفاده می کردند ؟ پس آن هم برای پیشگیری مؤثر نبوده است؟

محمد فرسی: این محلول (سرکۀ سیب) برای کنترل و پیشگیری هم مؤثر است و زنبور وقتی از این محلول تغذیه می کند سر حال می شود.

نحل منفرد: شما اشاره کردید به باقیمانده آنتی بیوتیک ها در موم. آیا با شستشوی موم به این صورت که مثلا در زمان ذوب آن را در آب خیلی زیاد قرار داد و هم زد می توان از باقیماندن آنتی بیوتیک ها جلوگیری کرد.

محمد فرسی: ممکن است در مورد باقیمانده آنتی بیوتیک ها بتوان از این راه آنها را کم کرد اما این کار در مورد باقیمانده سمومی نظیر آنچه که برای مقابله با واروآ استفاده می کنیم جواب نمی دهد. اعلام کرده اند که این سموم تا 130 درجه حرارت را تحمل می کنند .

نحل منفرد: یعنی با ذوب کردن موم هم برای باقیمانده این سموم هیچ اتفاقی نمی افتد.

محمد فرسی: بله امروزه کندوهای جدیدی در دنیا مطرح شده اند مثلاً کندوهای تاپ بار خیلی خوب هستند که دو سانت پایه موم می گذارند و بقیه را خود زنبور می بافد.

نحل منفرد: آنوقت با نربافی زنبور چه کنیم؟

محمد فرسی: اگر در زمان های مناسب مثلا اول بهار این کار انجام شود معمولاً چون هنوز نیاز چندانی به نر در کندو وجود ندارد نر بافی انجام نمی شود. اینجا قابی را دارم که خود ما آزمایشی گذاشتیم و در ابتدای بهار زنبور نر بافی نکرد. اصلاً اگر قرار بود که زنبور دایم نر بافی کند که کندوهای بومی ما باید همش نر بافی باشد در صورتی که چنین چیزی را در آنها نمی بینیم.

نحل منفرد: گفته می شد که اسپر های لوک اگر موم در آب زیاد ذوب شود به دلیل سنگینی به کف ظرف می روند و از موم جدا می شوند آیا این صحیح است؟

محمد فرسی: اسپرهای بیماری لوک؟

نحل منفرد: بله

محمد فرسی: من بعید می دانم . البته ما چندان نگران انتقال اسپرهای لوک از طریق موم نیستیم چرا که زنبور خودش قبل از تخم ریزی لایه ای از بره موم روی دیواره حجره می کشد و این لایه مانع انتقال چنین اسپرهایی به لارو خواهد شد. لذا ما از نظر انتقال باکتری ها از طریق موم نگران نیستیم. بیشتر نگران انتقال مواد شیمیایی از طریق موم هستیم.

نحل منفرد: بیایید در مورد کنه های زنبور عسل نظیر واروآ صحبت کنیم. تعداد داروهایی که برای واروآ در بازار وجود دارد خیلی زیاد هست

/ 2 نظر / 18 بازدید

من زنبوردار نیستم ولی زنبورداران را دوست میدارم[چشمک]

مهدی

با سلام ممنون از این که به دنیا اینترنت این همه توجه دارید با تشکر